دردهای ناگفته

خرید بک لینک
..............................................حس خوب زندگی...................................................... سلام بعدازظهرروز گرم تابستونی بود آرزو باصدای زنگ در ازخواب پرید و باصورت پفی و چشمای ورم کرده درو بازکرد پشت در آرش که یکی ازاقوام دورشون بود وایستاده بود بادیدن آرش قلب آرزو تندتند میزد انگار که میخاست ازسینه دربیاد چندلحظه ای سکوت وبعدش آرش سلام کردو پرسید ک مادرتون خونس آرزو توخونه تنهابود و گفت ک مادرش نیست آرش خداحافظی کرد و رفت آرزو 12سالش بود واین حس خیلی واسش غریب بود روزهاگذشت وبعدازچندروز که آرزو بامادرش ب خونه عموش میرفتن بازآرش دردهای ناگفته...

ما را در سایت دردهای ناگفته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 5:34

سلام خدمت شما خانندگان از امروز براتون داستانهای واقعی از زندگیه واقعی رو میزاریم تشکر خدمت دوستان برای پیشبرد این قسمت از دوستان تقاضای همکاری را خاهانم

دردهای ناگفته...

ما را در سایت دردهای ناگفته دنبال می‌کنید

برچسب: چی بگم,چی بگم که خیلی تنهام,چی بگم والا,چي بگم,چی بگم مرضیه,چی بگم از دل تنگم,چی بگم به عشقم,چی بگم داریوش,چي بگم والا,چی بگم مرضیه mp3, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 21:51

صفحه بندی